ترجمه "stymy" به فارسی

خجالت دادن, رجوع شود به stymie, شرمسار شدن بهترین ترجمه های "stymy" به فارسی هستند.

stymy verb noun دستور زبان

Alternative spelling of stymie. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خجالت دادن

    verb
  • رجوع شود به stymie

  • شرمسار شدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • قرار گرفتن
    • مسدود کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stymy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "stymy" با ترجمه به فارسی

  • (بازی گلف) قرار گرفتن گوی حریف میان سوراخ و گوی بازی کننده · (مجازی) حائل شدگی · بازداری · حائل شدن · حائل شدن گوی حریف · خجالت دادن · خنثی کردن · درماندگی · شرمسار شدن · قرار گرفتن · مسدود کردن · ناکام گذاشتن · هاژ کردن · هاژی · چوب لای چرخ گذاشتن · گذربندی · گذربندی کردن
  • (بازی گلف) قرار گرفتن گوی حریف میان سوراخ و گوی بازی کننده · (مجازی) حائل شدگی · بازداری · حائل شدن · حائل شدن گوی حریف · خجالت دادن · خنثی کردن · درماندگی · شرمسار شدن · قرار گرفتن · مسدود کردن · ناکام گذاشتن · هاژ کردن · هاژی · چوب لای چرخ گذاشتن · گذربندی · گذربندی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "stymy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه