ترجمه "subassembly" به فارسی
(مکانیک - الکترونیک : دستگاه سوار شده ای که در دستگاه دیگر جای می گیرد) هم گذاشت فرعی, بخش فرعی, دستگاه فرعی بهترین ترجمه های "subassembly" به فارسی هستند.
subassembly
noun
دستور زبان
An assembly that is assembled with others to form a larger assembly [..]
-
(مکانیک - الکترونیک : دستگاه سوار شده ای که در دستگاه دیگر جای می گیرد) هم گذاشت فرعی
-
بخش فرعی
-
دستگاه فرعی
-
زیر دستگاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " subassembly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن