ترجمه "subdued" به فارسی
تصرف شده, خفیف بهترین ترجمه های "subdued" به فارسی هستند.
subdued
adjective
verb
دستور زبان
Conquered; overpowered; crushed; submissive; mild. [..]
-
تصرف شده
adjectiveConquered; overpowered; crushed; submissive; mild
-
خفیف
Not glaring in color; soft in tone
But at last the murmurs, first subdued but gradually louder and more confident, reached even him.
اما ناگهان صداهائی که نخست خفیف و بعد رساتر گردید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " subdued " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Subdued
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Subdued" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Subdued در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "subdued" با ترجمه به فارسی
-
(از شدت یا زنندگی چیزی) کاستن · (با استدلال یا مهارت) چیره شدن بر · (زمین) زیر کشت آوردن · آرام کردن · از پای در آوردن · تحت اختیار در آوردن · تحت کنترل در آوردن · تسکین دادن · رام کردن · شکست دادن · مغلوب کردن · مقهور کردن · ملایم کردن · منکوب کردن · مهار کردن
-
(از شدت یا زنندگی چیزی) کاستن · (با استدلال یا مهارت) چیره شدن بر · (زمین) زیر کشت آوردن · آرام کردن · از پای در آوردن · تحت اختیار در آوردن · تحت کنترل در آوردن · تسکین دادن · رام کردن · شکست دادن · مغلوب کردن · مقهور کردن · ملایم کردن · منکوب کردن · مهار کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن