ترجمه "subindex" به فارسی
(ریاضی) رجوع شود به subscript, زیر شاخص, زیر نمایه بهترین ترجمه های "subindex" به فارسی هستند.
subindex
noun
دستور زبان
A subsidiary index, or one that represents a sector of a larger one [..]
-
(ریاضی) رجوع شود به subscript
-
زیر شاخص
-
زیر نمایه
-
قلم (از اقلام) فرعی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " subindex " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن