ترجمه "subjective" به فارسی

ذهنی, درونی, شخصی بهترین ترجمه های "subjective" به فارسی هستند.

subjective adjective دستور زبان

Pertaining to subjects as opposed to objects (A subject is one who perceives or is aware; an object is the thing perceived or the thing that the subject is aware of.) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ذهنی

    But the first thing is that all value is subjective.

    اما اولین چیز این است که همه ی ارزش ها ذهنی هستند.

  • درونی

    The voice had little to say on that subject; she would have been surprised if it did.

    ندای درونی او راجع به این موضوع چیزی نگفت و اگر چیزی میگفت باعث شگفتی او میشد.

  • شخصی

    adjective

    Of course, some skeptics disagree, asserting that facts and statistics are subjective and can be manipulated.

    البته، برخی از شکاکان ادعا میکنند که تجزیه و تحلیل آمار و ارقام نسبی است و بسته به تصوّرات شخصی میتوان آنها را تفسیر کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • فردی
    • انگاشتی
    • درونزاد
    • دریاخته
    • ویری
    • رویکرد گزینشی
    • نگرش سلیقه ای، تفسیر به رای
    • ماندگار
    • تصوری
    • خیالی
    • نظری
    • (دستور زبان) فاعلی (nominative هم می گویند)
    • خود انگاشتی
    • درون آختی
    • درون نگرانه
    • ذهن گرا
    • ذهن گرایانه
    • وابسته به تصور و تحلیل خود هنرمند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " subjective " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Subjective
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ذهنی

    But the first thing is that all value is subjective.

    اما اولین چیز این است که همه ی ارزش ها ذهنی هستند.

عباراتی شبیه به "subjective" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "subjective" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه