ترجمه "sublimate" به فارسی
متعال, فرازاندن, والاکردن بهترین ترجمه های "sublimate" به فارسی هستند.
sublimate
verb
noun
adjective
دستور زبان
(physics) To change state from a solid to a gas (or from a gas to a solid) without passing through the liquid state ( transitive or intransitive ) [..]
-
متعال
adjectiveIt was a sublimates condition of existence, the topmost peak of living, and it came rarely.
از حالتهای متعال زندگی و بالاترین نقطهی آن بود که کمتر سراغ کسی میآید
-
فرازاندن
-
والاکردن
-
ترجمه های کمتر
- پالودن
- منزه
- (ازطریق تصعید) پالایش کردن
- برین کردن یا شدن
- تزکیه کردن یا شدن
- تصعید شده
- تصعید کردن
- تصفیه کردن
- تلطیف کردن
- فرازش دادن
- فرایاز کردن
- ماده ی تصعید یا فرازش شده
- پالایش شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sublimate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sublimate" با ترجمه به فارسی
-
ارجمندی · تعالی · رفعت · فرازش · فرازندگی · هر چیز متعال یا والا · والایی
-
تصعید · تصفیه · تعالی
-
رجوع شود به mercuric chloride
-
آبگيري در حالت انجماد · خشكاندن تصعيدي · خشکاندن انجمادی
-
دستگاه تصعید
-
برجستگی برین
-
(عامیانه) شگفت انگیز · آفرنگ · ارجمند · اعجاب آور · برجسته · برین · تحسین انگیز · تصعید کردن · تعالی · جالب توجه · جسم را (بدون میعان) تبدیل به گاز کردن · سوبلمه کردن · عالی · فرایاز کردن · متعال · والا · پالایش کردن · پالودن
-
تصعید · تصفیه · تعالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن