ترجمه "subsister" به فارسی

بازمانده ترجمه "subsister" به فارسی است.

subsister noun دستور زبان

One who subsists. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازمانده

    noun

    Someone who endured through disaster or hardship.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " subsister " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "subsister" با ترجمه به فارسی

  • ماهيگيري در مقياس كوچك · ماهيگيري معيشتي · ماهیگیریهای پیشهوری
  • زراعت معیشتی
  • مزد معیشتی؛ مزد زیست مایهای
  • اقتصاد معیشتی
  • زیست کننده · ماندگار
  • ادامه ی حیات · اسباب امرار معاش · امرار معاش · بخور و نمیر · به عقل گنجیدن · حداقل (خوراک یا لباس و غیره) لازم برای ادامه ی حیات · خوراک (با پول یا کمک) رسانی · دوام · ذاتیت · زیست · ضروری · عقلانیت · قوام · قوت لایموت رسانی · موجودیت · نفقه · هستی · واجب · وجوب با لذات · وجود · وسیله معیشت · گذران
  • (فلسفه) به عقل گنجیدن · (معمولا با: in) مشتمل بودن · امرار معاش کردن · به حیات ادامه دادن · به وجود (خود) ادامه دادن · بودن · رایج ماندن · رواج داشتن · زیست کردن · زیستن · متداول باقی ماندن · موجود بودن · وجود داشتن · پول (خوراک و غیره) رساندن · کمک کردن · یاوری کردن
اضافه کردن

ترجمه های "subsister" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه