ترجمه "subsystem" به فارسی

زیرسیستم, (یک سیستم که جزو سیستم بزرگتری است) زیر سازگان, زیر سازگی بهترین ترجمه های "subsystem" به فارسی هستند.

subsystem noun دستور زبان

Alternative spelling of sub-system. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زیرسیستم

    noun

    Cannot specify a subsystem and command at the same time

    هم زمان ، نمی‌توان یک زیرسیستم و فرمان مشخص کرد

  • (یک سیستم که جزو سیستم بزرگتری است) زیر سازگان

  • زیر سازگی

  • ترجمه های کمتر

    • سیستم فرعی
    • نظام فرعی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " subsystem " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Subsystem
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیستم جزء سیستم فرعی – زیر مجموعه

عباراتی شبیه به "subsystem" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "subsystem" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه