ترجمه "subterranean" به فارسی
مخفی, پنهان, دخمه بهترین ترجمه های "subterranean" به فارسی هستند.
subterranean
adjective
دستور زبان
below ground, under the earth, underground [..]
-
مخفی
adjectiveThere are three small tables in this subterranean room.
در این اتاق مخفی، سه میز کوچک قرار دارد.
-
پنهان
adjectiveNo singularity was lacking to this still subterranean crisis, which was already perceptible.
این بحران که هنوز پنهان و هم در آن حال قابل مشاهده بود چیزی از غرابت کم نداشت.
-
دخمه
It's a subterranean labyrinth that can take you anywhere in the city.
مثل يه دخمه زيرزمينيه که ميتونه هرجاي شهر ببرتت.
-
ترجمه های کمتر
- زيرزمين
- نهان
- زیر خاکزی (subterraneous هم می گویند)
- زیر زمین زی
- زیر زمینی
- زیست کننده در زیر زمین
- غار زیر زمینی
- نهفته
- واقع در زیر زمین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " subterranean " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "subterranean"
عباراتی شبیه به "subterranean" با ترجمه به فارسی
-
تريفوليوم براكيكاليسينوم · تریفولیوم سوبترانئوم · شبدر زيرزميني
-
مترو
-
اندامهاي زيرزميني · بخشهای زیرزمینی
-
ذخیرهسازی زیرزمینی
-
شبدر زیرزمینی
-
اندامهاي زيرزميني · بخشهای زیرزمینی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن