ترجمه "subtle" به فارسی
زیرکانه, ظریف, ماهرانه بهترین ترجمه های "subtle" به فارسی هستند.
subtle
adjective
دستور زبان
Hard to grasp; not obvious or easily understood; barely noticeable. [..]
-
زیرکانه
The vicomte wished to begin his story and gave a subtle smile.
وی کونت میخواست داستان خود را شروع کند و زیرکانه تبسم میکرد.
-
ظریف
adjective properActually, the answer is more nuanced and subtle than that.
در واقع، پاسخ بسیار ظریف تر و دقیق تر ازآن است.
-
ماهرانه
adjectiveThe dance is very subtle, because everything has to work together
رقص، بسیار ماهرانه و جذاب اجرا شد و همه چیز بسیار موزون و هماهنگ بود.
-
ترجمه های کمتر
- نامحسوس
- لطیف
- زیرک
- حساس
- موشکافانه
- پیچیده
- مبهم
- بسیط
- ترفندین
- دستانی
- فندآمیز
- موبین
- موبینانه
- نافشرده
- نامتراکم
- نامتکاثف
- ناهمفشرده
- ناچگال
- موشکاف
- حیله آمیز
- حیله گر
- زیر ساخت
- ظریف انگار
- ظریف انگارانه
- فریب آمیز
- نازک انگار
- نازک انگارانه
- کم غلظت
- کم نمود
- کم چگال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " subtle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن