ترجمه "subversive" به فارسی
شورشی, متمرد, آدم خرابکار بهترین ترجمه های "subversive" به فارسی هستند.
subversive
adjective
noun
دستور زبان
Intending to subvert, overturn or undermine a government or authority [..]
-
شورشی
adjective -
متمرد
adjective -
آدم خرابکار
-
ترجمه های کمتر
- برانداز گرانه
- خرابکار(انه)
- فرو پاشگر
- فرو پاشگر(انه)
- مامور براندازی
- ویرانگر(انه)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " subversive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Subversive
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Subversive" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Subversive در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "subversive" با ترجمه به فارسی
-
پیمان شکنی
-
هناراكبارخ تيلاعف
-
تحریک برای براندازی رژیم خلق چین
-
براندازی · تخریب · تخریب از درون · خرابکاری · فرو پاشگری
-
تخریب · خرابکاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن