ترجمه "succulent" به فارسی

شاداب, آبدار, پرآب بهترین ترجمه های "succulent" به فارسی هستند.

succulent adjective noun دستور زبان

(botany) having fleshy leaves or other tissues that store water [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاداب

    adjective
  • آبدار

  • پرآب

  • ترجمه های کمتر

    • پرطراوت
    • ساکولنت
    • سرزنده
    • (گیاه شناسی) شیره دار
    • شاد و خرم
    • گرم و گیرا
    • گیاه شیره دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " succulent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "succulent"

عباراتی شبیه به "succulent" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "succulent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه