ترجمه "suction" به فارسی
مکش, عمل مکیدن, مکنده بهترین ترجمه های "suction" به فارسی هستند.
suction
verb
noun
دستور زبان
The principle of physics by which matter is drawn from one space into another because the pressure inside the second space is lower than the pressure in the first. [..]
-
مکش
nounSo this is not using any suction, any glue,
بنابر این این بدون استفاده از مکش و چسب است،
-
عمل مکیدن
noun -
مکنده
Give me some suction.
یه مکنده بهم بده.
-
ترجمه های کمتر
- مکشی
- بادکشی
- تهیگی
- جذب
- (ایجاد) خلا
- (پزشکی) بادکش
- دستگاه ساکشن
- مک آور
- مکش انگیز
- مکینه ای
- نیروی مکندگی
- نیروی مکینگی
- وابسته به بادکش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suction " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "suction" با ترجمه به فارسی
-
تلمبه ی مکشی · تلمبه ی مکنده
-
فشار مكش (خاك)
-
فشار مكش · پتانسيل آب گياه · پتانسيل هيدروليكي · پتانسیل آب · پتانسیل آب خاک
-
(برای بادکش کردن) فنجان بادکشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن