ترجمه "sue" به فارسی

(از دست کسی) عارض شدن, (به دادگاه) شکایت کردن, (حقوق) اقامه ی دعوی کردن بهترین ترجمه های "sue" به فارسی هستند.

sue verb دستور زبان

(obsolete, transitive) To follow. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (از دست کسی) عارض شدن

  • (به دادگاه) شکایت کردن

  • (حقوق) اقامه ی دعوی کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (قدیمی) خواستگاری کردن
    • استدعا کردن
    • به دادگاه مراجعه کردن
    • به محاکمه کشاندن
    • تعقیب قانونی کردن
    • تقاضا کردن
    • تمنا کردن
    • خواستار بودن
    • در خواست کردن
    • دعوي كردن
    • دعوی کردن
    • طرح دعوی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sue " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sue noun proper دستور زبان

A diminutive of Susan and of related female given names; popular as a middle name. [..]

+ اضافه کردن

"Sue" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sue در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "sue" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه