ترجمه "sugary" به فارسی
شکری, شیرین, شکردار بهترین ترجمه های "sugary" به فارسی هستند.
sugary
adjective
دستور زبان
Of food, drink, etc, containing or covered with a large amount of sugar [..]
-
شکری
adjectiveAnd then chocolate, of course, the bitter dark and the sugary milk chocolate.
و بعد شکلات، مطمئناً، شکلات تلخ سیاه و شیری شکری.
-
شیرین
adjectiveYou know, we've been through a lot together, and you've never quite resorted to eating sugary cereals.
میدونی ، ما با خیلی مشکلات روبرو شدیم و تو هیچوقت به خوردن غلات شیرین پناه نبرده بودی
-
شکردار
-
ترجمه های کمتر
- شکرسان
- شکرین
- وازننده
- قندی
- (به طور زننده پابر احساسات) سیرکننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sugary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sugary" با ترجمه به فارسی
-
لبخند ملیح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن