ترجمه "summer" به فارسی
تابستان, هامین, تابستون بهترین ترجمه های "summer" به فارسی هستند.
One of four seasons, traditionally the second, marked by the longest and typically hottest days of the year due to the inclination of the Earth and thermal lag. Typically regarded as being from June 21 to September 20 in parts of the USA, and the months of December, January and February in the Southern Hemisphere. [..]
-
تابستان
nounhottest season [..]
This summer we'll go to the mountains and to the sea.
تابستان امسال ما به کوهستان و دریا خواهیم رفت.
-
هامین
nounhottest season [..]
-
تابستون
nounhottest season
The whole summer is a blur, a very happy blur.
کل تابستون يه لکست يه لکه خيلي خوشحال.
-
ترجمه های کمتر
- توسون
- تابستانی
- ییلاقی
- اوج
- شکوفایی
- روستونی
- صیف
- عنفوان
- صیفی
- رونق
- (تاق و غیره) تیر افقی
- (دوران) شباب
- (مجازی) سال
- تابستان (را در جایی) گذراندن
- تیر سقف
- در طی تابستان خوراک دادن یا نگهداری کردن یا پروار کردن
- رجوع شود به lintel
- سنگ بالای ستون
- شاه تیر
- وابسته به تابستان
- ییلاق کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " summer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A female given name of modern usage, for a girl born in summer. [..]
"Summer" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Summer در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "summer"
عباراتی شبیه به "summer" با ترجمه به فارسی
-
مثلث تابستانه
-
گل محمدی
-
گرمای پاییزه
-
گردن کج
-
(نجوم) مثلث تابستانی (ستاره های : Vega و Altair و Deneb که در تابستان دید پذیرند)
-
تئاتر تابستانی (معمولا در هوای آزاد با برنامه های موزیکال)
-
(انگلیس) دوران هوای نسبتا گرم در اواخر پاییز
-
کاخ تابستانی پکن