ترجمه "sunday" به فارسی
یکشنبه, وابسته به یکشنبه (مخفف : Sun و Su و S), یکشنبه (روز تعطیل در کشورهای مسیحی و برخی دیگر) بهترین ترجمه های "sunday" به فارسی هستند.
sunday
-
یکشنبه
nounTom went to the park on Sunday afternoon.
تام بعد از ظهر یکشنبه به پارک رفت.
-
وابسته به یکشنبه (مخفف : Sun و Su و S)
-
یکشنبه (روز تعطیل در کشورهای مسیحی و برخی دیگر)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sunday " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sunday
verb
noun
adverb
دستور زبان
The seventh day of the week in systems using the ISO 8601 standard, or the first day of the week in many religious traditions. The Sabbath for most Christians; it follows Saturday and precedes Monday. [..]
-
یکشنبه
nounday of the week
Tom went to the park on Sunday afternoon.
تام بعد از ظهر یکشنبه به پارک رفت.
-
يکشنبه
Hey, what's the big deal about going to some building every Sunday?
هي ، چه وحي منزل ايه که آدم هر يکشنبه به يه ساختمون بره!
-
akeshnbh
noun
-
ترجمه های کمتر
- yakšanbe
- Yek-Shanbeh یکشنبه
عباراتی شبیه به "sunday" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه - لباس یا رفتار یا سخن و غیره) در خور یکشنبه · ترگل ورگل · رسمی
-
(عامیانه) بهترین لباس · لباس پلوخوری
-
(مسیحیت) اولین یکشنبه ی ایام مقدس قبل از تولد حضرت عیسی (که چهار یکشنبه طول می کشد)
-
رجوع شود به Palm Sunday · یکشنبه ی دو هفته پیش از عید پاک
-
یکشنبه ی پیش از عید پاک
-
(انگلیس) یکشنبه های بزرگداشت (کشته شدگان جنگ های اول و دوم جهانی - یازدهم نوامبر)
-
یکشنبه خونین
-
نخستین یکشنبه پس از عید پاک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن