ترجمه "sundry" به فارسی

متفرقه, گوناگون, چندین بهترین ترجمه های "sundry" به فارسی هستند.

sundry noun adjective دستور زبان

various, miscellaneous [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متفرقه

    I've also left you some feminine clothing and $ 100 for sundries while you convalesce.

    همچنين چندتا لباس زنانه برات گذاشتم و 100 دلار براي خرج هاي متفرقه تا بهبود بيابي

  • گوناگون

    adjective

    with a donation of used books and sundries

    با فرستادن کتاب هاي استفاده شده و گوناگون نياز شما را پاسخ داد

  • چندین

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • جوراجور
    • رنگارنگ
    • متعدد
    • آمیخته
    • فراوان
    • خرده ریز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sundry " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "sundry"

عباراتی شبیه به "sundry" با ترجمه به فارسی

  • خرده ریز · متفرقه · چیزهای متفرقه · چیزهای گوناگون · گوناگون
اضافه کردن

ترجمه های "sundry" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه