ترجمه "sunken" به فارسی
غرق شده, (مجهور) اسم مفعول : sink, دمغ بهترین ترجمه های "sunken" به فارسی هستند.
sunken
adjective
verb
دستور زبان
(archaic) Past participle of sink [..]
-
غرق شده
adjectiveTracy Whitney had never fallen for the sunken treasure story.
تریسی وی تنی هرگز فریب گنجینه غرق شده را نخورده بود.
-
(مجهور) اسم مفعول : sink
-
دمغ
-
ترجمه های کمتر
- زیر آب
- فررفته (در آب)
- فرو
- فرو رفته
- محزون
- مغروق
- میان فرود
- کاو
- کم بلندی تر از اطراف خود
- گرفته
- گود
- گود افتاده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sunken " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sunken" با ترجمه به فارسی
-
چشمان گود افتاده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن