ترجمه "sunset" به فارسی

مغرب, غروب, ایوار بهترین ترجمه های "sunset" به فارسی هستند.

sunset verb noun adjective دستور زبان

The time of day when the sun disappears below the western horizon. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مغرب

    noun

    The sunset prayer was at times public, though Feisal was not outwardly very pious.

    او گاهی نماز مغرب را در جماعت میخواند، با وصف اینکه او از نظر تقوی افراطی نبود.

  • غروب

    noun

    the time in the evening when the sun disappears or daylight fades [..]

    sunset was still a couple of hours away.

  • ایوار

  • ترجمه های کمتر

    • خورنشست
    • دوران زوال
    • سیر نزولی
    • غروب آفتاب
    • مراحل پایانی هر چیز
    • وابسته به صنایع در حال زوال
    • وابسته به قوانینی که پس از مدتی خود به خود ملغی می شوند
    • پایان کار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sunset " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sunset

Sunset (film)

+ اضافه کردن

"Sunset" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sunset در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "sunset"

عباراتی شبیه به "sunset" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sunset" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه