ترجمه "super" به فارسی

عالی, بسیار, نخبه بهترین ترجمه های "super" به فارسی هستند.

super adjective verb noun adverb دستور زبان

Of excellent quality, superfine. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عالی

    adjective

    It's an ultra, super, dynamic mega hit, Irving!

    موفقیت عالی خفن بزرگ گنده به دست آوردیم ، ایروینگ!

  • بسیار

    adjective adverb

    I think he's going to be super popular.

    اسمش از یکی از شخصیتهای فیلم Star Trek گرفته شده. فکر میکنم قصد داره بسیار مشهور بشه.

  • نخبه

    super-smart people a long time ago invented inexpensive,

    انسان های نخبه سال ها پیش، ابزار آلات

  • ترجمه های کمتر

    • معرکه
    • خوب
    • مرغوب
    • زیاده
    • بهترین
    • شايستهترين
    • اعلی
    • ممتاز
    • درشت
    • فراوان
    • (صحافی)پارچه ای که با آن عطف کتاب را محکم می کنند
    • (عامیانه) عالی
    • (عطف کتاب را) پشتبند پارچه ای زدن
    • مخفف : superior -2 superfine -1
    • مخفف : supernumerary و superintendent
    • پارچه ی عطف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " super " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "super" با ترجمه به فارسی

  • من ویژه
  • اسباب زنبورداري · استخراجكنندههاي عسل · بخشهاي كندو · تجهیزات کندو · جداكنندههاي زنبور ملكه · شانهاي ثابت · مزارع كندو
  • (شیمی) دارای مقدار زیاد ازچیزی [superphosphate] · (کیفیت یا کمیت) بیشتر · ابر · اضافه · اضافی · افزوده [supertax] · برتر · بزرگ · دربالا · رو- · روی · زبر [superman یا superstructure] · سوپر · فزونتر[superabundant یا superfine] · مافوق · مهتر · کلان [supermarket]
  • (مشت بازی) ابر میان وزن (با وزن بیشینه ی 02/67 کیلو)
  • (امریکا- خودمانی) عالی · بزرگ · معرکه
  • برطرف کردنی · فایق آمدنی · قابل تفوق · چیرگی پذیر · گذر پذیر
  • بسامد ابربالا
  • سوپربول
اضافه کردن

ترجمه های "super" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه