ترجمه "superiority" به فارسی
برتری, تفوق, رحجان بهترین ترجمه های "superiority" به فارسی هستند.
superiority
noun
دستور زبان
the state of being superior [..]
-
برتری
nounRodolphe was only too happy to crush Christophe beneath the weight of his superiority.
رودولف از این فرصت بسیار خرسند بود که کریستف را زیر بار برتری خویش له کند.
-
تفوق
nounHe laughed with his odd mixture of superiority and shyness.
با ترکیب عجیبی از تفوق و کمرویی خندید.
-
رحجان
-
ترجمه های کمتر
- مزیت
- فضیلت
- مهتری
- تقدم
- ارجحیت
- چیرگی
- والایی
- سروری
- اولویت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " superiority " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "superiority" با ترجمه به فارسی
-
کالاهای مرغوب
-
دریاچه سوپریور
-
سیاهرگ رودهبندی بالایی
-
بزرگسیاهرگ زبرین
-
(معمولا M و S بزرگ - معمولا به صورت عنوان به کار می رود) رئیس بنیاد مذهبی (مثلا راهبه خانه)
-
قارچها · قارچهاي حقيقي · قارچهاي سوپريور · هوجلهها · هوجلگان
-
جنگنده برتری هوایی
-
ماهیچه دندانهای پشتی فوقانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن