ترجمه "supernatant" به فارسی
برآب, روشناور, شناور بهترین ترجمه های "supernatant" به فارسی هستند.
supernatant
adjective
noun
دستور زبان
(of a liquid) Lying above a sediment or precipitate [..]
-
برآب
-
روشناور
-
شناور
adjective noun
-
ترجمه های کمتر
- لجناب
- (شیمی) شناور بر روی رسوب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " supernatant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن