ترجمه "superposed" به فارسی

(گیاه شناسی) زبراندامی, برخسبیده, رواندامی بهترین ترجمه های "superposed" به فارسی هستند.

superposed adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of superpose. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (گیاه شناسی) زبراندامی

  • برخسبیده

  • رواندامی

  • ترجمه های کمتر

    • زبر رسته
    • زبر روییده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " superposed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "superposed" با ترجمه به فارسی

  • قابل انطباق
  • (هندسه) برهم منطبق کردن · تاییدن · روخسباندن · روگذاری کردن · روگذاشت کردن · روی چیزی قرار دادن
اضافه کردن

ترجمه های "superposed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه