ترجمه "supersession" به فارسی

جانشینی, ارجحیت, تقدم بهترین ترجمه های "supersession" به فارسی هستند.

supersession noun دستور زبان

The act of superseding; the fact of having been superseded. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جانشینی

    noun
  • ارجحیت

  • تقدم

  • ترجمه های کمتر

    • جایگیری
    • بی رواجی
    • جانشین سازی
    • کنار گذاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " supersession " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "supersession" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "supersession" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه