ترجمه "superstitious" به فارسی
خرافی, خرافاتی, کژباورانه بهترین ترجمه های "superstitious" به فارسی هستند.
superstitious
adjective
دستور زبان
Arising from or having the character of superstitions. [..]
-
خرافی
was this conceit altogether without some faint show of superstitious probability.
باز هم این توهم از اثر ضعیفی از احتمال خرافی عاری نبود.
-
خرافاتی
she replied amid loud laughter that she did not think it was right for men to be superstitious.
او هم در میان خندیدن بلندش پاسخ داد که برای مردان برازنده نیست که خرافاتی باشند.
-
کژباورانه
-
وابسته به خرافات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " superstitious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "superstitious" با ترجمه به فارسی
-
موهوم پرستی
-
خرافات · موهوم پرستی · موهومات
-
از روی موهوم پرستی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن