ترجمه "supper" به فارسی
شام, جلسه و شام, شام (معمولا شام سبک - شام رسمی تر: dinner) بهترین ترجمه های "supper" به فارسی هستند.
supper
verb
noun
دستور زبان
Food consumed before going to bed. [..]
-
شام
nounfood before going to bed [..]
I'll help my mother wash the dishes after supper.
بعد از شام در شستن ظرفها به مادرم کمک خواهم کرد.
-
جلسه و شام
-
شام (معمولا شام سبک - شام رسمی تر: dinner)
-
گردهمایی شبانه با شام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " supper " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "supper"
عباراتی شبیه به "supper" با ترجمه به فارسی
-
رستوران و کاباره ی گرانقیمت
-
شام واپسین (آخرین شامی که عیسی با حواریون خود صرف کرد) · عشای ربانی
-
شام آخر
-
شام آخر
-
شام آخر (آخرین شام حضرت عیسی با حواریون)
-
(امریکا) گردهمایی اعضای کلیسا که طی آن خوراک در جعبه برای هدف های خیریه به فروش می رسد
-
ناهار بازار، شلوغی بازار هنگام ظهر جهت صرف غذا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن