ترجمه "surgical" به فارسی

جراحی, برمانی, (مثل عمل جراحی) دقیق بهترین ترجمه های "surgical" به فارسی هستند.

surgical adjective دستور زبان

of, relating to, used in, or resulting from surgery [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جراحی

    noun

    Does that mean you're back doing surgical stuff?

    این نشون می ده که می خوای برگردی به خرت و پرتهای جراحی ؟

  • برمانی

  • (مثل عمل جراحی) دقیق

  • ترجمه های کمتر

    • برمان وار
    • جراح وار
    • جراحی مانند
    • عمل جراحی
    • ناشی از جراحی
    • وابسته به جراح و جراحی
    • کارد پزشک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " surgical " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "surgical" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "surgical" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه