ترجمه "surplus" به فارسی

مازاد, اضافه, اضافی بهترین ترجمه های "surplus" به فارسی هستند.

surplus adjective noun دستور زبان

That which remains when use or need is satisfied, or when a limit is reached; excess; overplus. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مازاد

    adjective noun

    Consequently the surplus peasantry found openings in the towns, and were there swallowed up.

    نتیجتا مازاد نیروی انسانیبخشدهنشین به سوی شهرها روان میشد و در آنجا ساکن شده و تحلیل میرفت.

  • اضافه

    adjective noun

    See, if you put a little aside each day, you'd build a surplus.

    ببین ، اگر هر روز یه تعدادی کنار بذارین کلی اضافه جمع آوری می کنید.

  • اضافی

    adjective

    In the van of the surplus labor army, there followed another, an army of women

    در ردیف ارتش کارگران اضافی، ارتش دیگری یعنی ارتش زنان بود.

  • ترجمه های کمتر

    • زیادتی
    • زیادی
    • زائد
    • حشو
    • اضافات
    • یدايز
    • افزونی
    • باقیمانده
    • افراط
    • زیاده
    • (بازرگانی) بیشی موجودی و بستانکاری از بدهی ها و تعهدات
    • حشو و زواید
    • علاوه بر نیاز
    • مازاد مصرف کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " surplus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Surplus
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مازاد

    Consequently the surplus peasantry found openings in the towns, and were there swallowed up.

    نتیجتا مازاد نیروی انسانیبخشدهنشین به سوی شهرها روان میشد و در آنجا ساکن شده و تحلیل میرفت.

  • مازاد- اندوخته

عباراتی شبیه به "surplus" با ترجمه به فارسی

  • مآزاد کسب شده
  • مآزاد وجوه مستقل، مآزاد صندوق
  • (اقتصاد مارکسیسی) ارزش اضافی (فزونی ارزش کالای تولید شده برمزد کارگر) · ارزش اضافی
  • مآزاد اهدایی
  • حساب کسر یا اضافه
  • سود قابل تسهیم بین سهامداران عادی، مآزاد آزاد
  • مآزاد تلفیق
  • (اقتصاد) · اندوخته ی شرکت (که از سود یا درآمدهای مستقیم ناشی نشده باشد) · سرمایه ی مازادی · فزونی مبلغ دریافتی بابت سهام بر قیمت اسمی آنها · مآزاد سرمایه
اضافه کردن

ترجمه های "surplus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه