ترجمه "suture" به فارسی
درز, بخیه, چاک بهترین ترجمه های "suture" به فارسی هستند.
suture
verb
noun
دستور زبان
Seam formed by sewing two edges (especially of skin) together. [..]
-
درز
noun -
بخیه
nounFor these specific patients, we actually just suture these materials.
برای این بیماران خاص، ما در واقع این مواد را فقط بخیه میزنیم.
-
چاک
noun
-
ترجمه های کمتر
- (جراحی) نخ یا سیم بخیه زنی
- (دوزندگی - جراحی) بخیه
- (دوزندگی) سجاف
- بخیه زدن
- بخیه زنی
- به هم دوختن
- شکاف استخوان (به ویژه درزهای زیگ زاگ استخوان های جمجمه)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suture " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "suture"
عباراتی شبیه به "suture" با ترجمه به فارسی
-
درزهای سر
-
(کالبدشناسی) درز قله ی جمجمه · درز تاجی
-
بخیه
-
بخیهها · سوچورها
-
بخیه ای · درزی
-
درز سهمی
-
درز لامی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن