ترجمه "swaddling" به فارسی

قنداق کردن ترجمه "swaddling" به فارسی است.

swaddling noun verb دستور زبان

Present participle of swaddle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قنداق کردن

    practice of wrapping infants so as to restrict movement

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " swaddling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "swaddling" با ترجمه به فارسی

  • (برای قنداق کردن کودک) پارچه ی قنداق · محدودیت (swaddling bands هم می گویند) · کهنه
  • (بانوار زخم بندی و غیره) بستن · (کودک را) قنداق کردن · باند · تنزیب · تنزیب پیچ کردن · قنداق کردن · پارچه یا کهنه ی قنداق
اضافه کردن

ترجمه های "swaddling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه