ترجمه "swage" به فارسی

قرار, (آهن کاری سردوچکش کاری), (با قالب شکل انداز) شکل دارکردن بهترین ترجمه های "swage" به فارسی هستند.

swage verb noun دستور زبان

A tool, variously shaped or grooved on the end or face, used by blacksmiths and other workers in metals, for shaping their work. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرار

    noun
  • (آهن کاری سردوچکش کاری)

  • (با قالب شکل انداز) شکل دارکردن

  • ترجمه های کمتر

    • خم کردن
    • قالب خوشه
    • قالب شکل انداز
    • قالب و سنبه
    • قالب گرفتن
    • قرار کاری کردن
    • ماتریس خوشه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " swage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "swage" با ترجمه به فارسی

  • (آهن کاری سردوچکش کاری) قالب شیار انداز · قالب سرساز
اضافه کردن

ترجمه های "swage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه