ترجمه "swain" به فارسی

عاشق, جوان, روستازاده بهترین ترجمه های "swain" به فارسی هستند.

swain noun دستور زبان

(obsolete) A knight's servant; an attendant. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عاشق

    noun

    Ramirez, the honest, lovelorn swain, is forbidden the island.

    رامیرز عاشق و صادق از ورود به جزیره منع شده.

  • جوان

    adjective noun proper
  • روستازاده

  • ترجمه های کمتر

    • بیدل
    • خواستگار
    • دلداده
    • نوکر
    • نوجوان
    • (قدیمی)
    • جوان روستایی
    • جوان روستایی عاشق
    • روستایی عاشق پیشه
    • عاشق پیشه
    • کج کلاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " swain " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Swain proper

A surname.

+ اضافه کردن

"Swain" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Swain در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "swain" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه