ترجمه "swapping" به فارسی
مبادله ترجمه "swapping" به فارسی است.
swapping
noun
verb
دستور زبان
Present participle of swap. [..]
-
مبادله
Well, sir, last time we swapped an entire steel bridge with you on it.
خب قربان ، دفعه پيش که ما مبادله کرديم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " swapping " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "swapping" با ترجمه به فارسی
-
مبادله ارزی با نرخ مقطوع
-
(عامیانه) · تاخت زدن · تاخت زنی · تهاتر · تهاتر کردن · سواپ (مالی) · معاوضه · معاوضه کردن · پایاپای · پایاپای کردن · چفته
-
پرونده تعویض
-
مبادله ارز
-
بازار ویژه ی مبادله ی اجناس دست دوم · کهنه بازار
-
معاوضه بدهی با سرمایه
-
(عامیانه) · تاخت زدن · تاخت زنی · تهاتر · تهاتر کردن · سواپ (مالی) · معاوضه · معاوضه کردن · پایاپای · پایاپای کردن · چفته
-
(عامیانه) · تاخت زدن · تاخت زنی · تهاتر · تهاتر کردن · سواپ (مالی) · معاوضه · معاوضه کردن · پایاپای · پایاپای کردن · چفته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن