ترجمه "swatch" به فارسی
نمونه, اندکی, کمی بهترین ترجمه های "swatch" به فارسی هستند.
swatch
verb
noun
دستور زبان
A piece, pattern, or sample, generally of cloth or a similar material. [..]
-
نمونه
nounI saw the paint swatches.
نمونه های رنگ و دیدم
-
اندکی
-
کمی
noun
-
ترجمه های کمتر
- (در خوشه یا دسته یا تعداد و غیره) تعداد کم
- مسطوره ی پارچه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " swatch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن