ترجمه "swindle" به فارسی
تقلب, کلاهبرداری کردن, گوش بریدن بهترین ترجمه های "swindle" به فارسی هستند.
swindle
verb
noun
دستور زبان
(transitive) to defraud (someone) [..]
-
تقلب
It was a swindle, and not at all like the conduct of a great man!
این تقلب و نیرنگ است که به هیچ وجه به افعال مردان بزرگ شباهت ندارد.
-
کلاهبرداری کردن
verb -
گوش بریدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- فریب
- تلکه
- کنوریدن
- آورند
- به جیب زدن
- تقلب کردن
- تلکه کردن
- طعمه کردن
- فریب دادن
- قربانی کردن
- کلاه برداری
- گوش بری
- گوشبری کردن
- گول زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " swindle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "swindle" با ترجمه به فارسی
-
دزدی
-
(امریکا - خودمانی) صورت هزینه ی ماموریت
-
دزدی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن