ترجمه "switchboard" به فارسی
کموتاتور, فرمانگاه, تابلوی فرمان بهترین ترجمه های "switchboard" به فارسی هستند.
switchboard
noun
دستور زبان
(telecommunications) The electronic panel that is used to direct telephone calls to the desired recipient [..]
-
کموتاتور
-
فرمانگاه
-
تابلوی فرمان
-
ترجمه های کمتر
- صفحه کلید
- صفحه گزینه
- صفحه ی تقسیم برق
- صفحه ی سویچ (تخته یا صفحه ای که سویچ ها یا کلیدهای چیزی برآن سوار شده است) صفحه ی گزینه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " switchboard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "switchboard" با ترجمه به فارسی
-
تلفنچی · متصل کننده خطوط تلفن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن