ترجمه "symbolization" به فارسی
نماد, مظهر بهترین ترجمه های "symbolization" به فارسی هستند.
symbolization
noun
دستور زبان
The act of symbolizing; the use of symbols to represent things, or the investing of things with a symbolic meaning [..]
-
نماد
nounYou wanna risk the lives of my men for some symbol?
تو ميخواي جون افرادم رو بخاطر يه چندتا نماد به خطر بندازم.
-
مظهر
nounIn fact, during the last ten years these things had become symbols of inefficiency and lack.
در طی ده سال اخیر این فرسودگیها مظهر فلاکت و عدم کفایت تبدیل شده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " symbolization " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "symbolization" با ترجمه به فارسی
-
علامت مقام · نشانه ی شان و اعتبار · نماد منزلت
-
حاکی بودن · دال بر چیزی بودن · مظهر چیزی بودن · نماد به کار بردن · نماد سازی کردن · نماد چیزی بودن · نمادین کردن
-
سمبولیسم · نماد · نماد پردازی · نمادگان · نمادگرایی
-
نماد شرکت
-
سمبل یورو
-
منطق ریاضی · منطق مجرد · منطق نمادی
-
نمادهای پایانی و غیرپایانی
-
نمادهای رختشویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن