ترجمه "syn" به فارسی
هم معنا (مترادف), هم معنایی, واژه ی هم معنا (مترادف) بهترین ترجمه های "syn" به فارسی هستند.
syn
adjective
دستور زبان
(chemistry) Describing a torsion angle between 0° and 90° [..]
-
هم معنا (مترادف)
-
هم معنایی
-
واژه ی هم معنا (مترادف)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " syn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "syn" با ترجمه به فارسی
-
بیماری ایذر (acquired immuno deficiency syndrome هم می نویسند) · بیماری سیدا
-
باهم · جور - · هم - · همزمان [syncarpous یا synesthesia] (پیش از b و m و p می شود: - sym و پیش از s می شود: -sys) · پیشوند: با · پیوسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن