ترجمه "syncope" به فارسی
سنکوپ, غش, سنكوپ بهترین ترجمه های "syncope" به فارسی هستند.
syncope
noun
دستور زبان
(prosody) A missing sound from the interior of a word, for example by changing cannot to can't or the pronunciation of placenames in -cester (e.g. Leicester) as -ster. [..]
-
سنکوپ
nounloss of consciousness [..]
But it might be that the apricots had brought on the syncope.
چه بسا امکان داشت که زردآلو حالت سنکوپ در او ایجاد کند.
-
غش
nounloss of consciousness
The light that long ago had struck me into syncope, recalled in this vision
نوری که مدتها قبل باعث غش و بیهوشی من شده بود دوباره در این رویا ظاهر شد.
-
سنكوپ
-
ترجمه های کمتر
- اغما
- تشنجها
- دشتنظیمی
- رعشه
- مث
- توقف
- (واژه) واکبری
- (پزشکی - غش به خاطر کم رسانی موقتی خون به مغز) بیهوشی
- احتباس مايعات بدن
- اختلالات عصبي-هورموني
- حذف حرف صدادار (مثلا تلفظ Gloucester به این صورت : rخ glst)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " syncope " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "syncope" با ترجمه به فارسی
-
(با حذف واکه ی میانی · (موسیقی) اکسان یا تشدید به عقب بردن · جای اکسان را عوض کردن · ضرب و مکث کردن · مخفف کردن · میان وا کبری کردن (مثلا bewild'ring به جای bewildering) · واژه را) کوتاه کردن · واکبری کردن (مثلاpoliceman را pliceman تلفظ کردن)
-
همبرشی · وابسته به همبرش یاسنکوپ · کوتاه کننده کلمه
-
(موسیقی) تغییرجای اکسان · توقف · سنکوپ · سنکپ · ضرب و مکث · غش · مث · میان واکبری · واکبری · کوته سازی واژه (با حذف واکه)
-
دارای حالت سنکوپ · غش کننده · همبرشگر
-
غشدار · غشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن