ترجمه "syringe" به فارسی

سرنگ, آبدزدک, تنقیه بهترین ترجمه های "syringe" به فارسی هستند.

syringe verb noun دستور زبان

A device used for injecting or drawing fluids through a membrane. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرنگ

    noun

    hypodermic syringe [..]

    Fill this syringe with alcohol of this container.

    اين سرنگ رو با الکلي که تو اون ظرفه, پرش کن.

  • آبدزدک

  • تنقیه

  • با سرنگ تزریق کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " syringe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "syringe"

عباراتی شبیه به "syringe" با ترجمه به فارسی

  • ورم شیپوراستاخ
  • سوتکی · وابسته به سوتک
  • سیرینجیک اسید
  • سرنگ گاز
  • (پزشکی) سرنگ زیر پوستی (که سوزن زیر پوستی یا hypodermic needle را به آن وصل می کنند) · عامل محرک
اضافه کردن

ترجمه های "syringe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه