ترجمه "syrup" به فارسی
شربت, شیره, شهد بهترین ترجمه های "syrup" به فارسی هستند.
syrup
noun
دستور زبان
Any thick liquid that is added to or poured over food as a flavouring and has a high sugar content. Also any viscous liquid. [..]
-
شربت
nounliquid [..]
A substance similar to that found in the cough syrups is found in hot red pepper.
مشابه مادهای که در شربت سرفه بکار میرود در فلفل قرمز وجود دارد.
-
شیره
liquid
Oh, if you've got maple syrup on the side, that'd be great.
اگه شیره هم کنارش داشته باشید عالی میشه.
-
شهد
nounHer chiding little voice flowed into Pantelei's ears like syrup.
صدای نازک و چه چه آسای دلاله همچون شهد و شکر در گوش پانتلئیپروکوفیویچ فرومیرفت.
-
ترجمه های کمتر
- shrbt
- انگبین
- دوشاب
- شبیار
- انگ
- (دارو سازی) شربت
- (نوشابه) شربت
- تغذیه زنبور
- شربت (دارو)
- هرداروی آمیخته با آب و شکر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " syrup " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "syrup"
عباراتی شبیه به "syrup" با ترجمه به فارسی
-
شربت ذرت · شیره ی ذرت (آمیزه ی شیرینی که از نشاسته ی ذرت می سازند)
-
ايزومروز · ايزوگلوكوز · شربت ذرت فروکتوزبالا
-
شربتهای میوه
-
شربت افرا · شيره افرا · شیره درخت افرا · شیره ی افرا (که از جوشاندن شیره ی گیاهی درخت افرا به دست می آید)
-
شربت اینورت
-
تریاق
-
شربت (براي تغذيه زنبور)
-
شربتهای گلوکوز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن