ترجمه "systemic" به فارسی

سازگانی, همستی, هندادی بهترین ترجمه های "systemic" به فارسی هستند.

systemic adjective دستور زبان

Embedded within and spread throughout and affecting a group, system, body, economy, market, or society as a whole. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سازگانی

  • همستی

  • هندادی

  • ترجمه های کمتر

    • (حشره کش) بافتگیر
    • سازمانی
    • وابسته به تمام بدن یا ساختار بدنی
    • وابسته به سیستم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " systemic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "systemic" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "systemic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه