ترجمه "systemic" به فارسی
سازگانی, همستی, هندادی بهترین ترجمه های "systemic" به فارسی هستند.
systemic
adjective
دستور زبان
Embedded within and spread throughout and affecting a group, system, body, economy, market, or society as a whole. [..]
-
سازگانی
-
همستی
-
هندادی
-
ترجمه های کمتر
- (حشره کش) بافتگیر
- سازمانی
- وابسته به تمام بدن یا ساختار بدنی
- وابسته به سیستم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " systemic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "systemic" با ترجمه به فارسی
-
(نجوم) سیستم کپرنیکی (که چنین است : سیارات به دور خورشید می چرخند و طلوع و غروب ستارگان به خاطر گردش زمین به دورمحور خویش است)
-
نظامهای تامین آب آشامیدنی
-
(نجوم) نظام بطلمیوسی · سازگان زمین مرکزی · هیئت بطلمیوسی
-
سامانه سیارهای
-
دستگاه مختصات گرانیگاهی
-
محیط
-
جي.پي.اس (نظامهاي مكانيابي جهاني)
-
سیستم مدیریت پایگاه داده رابطه ای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن