ترجمه "tabulate" به فارسی
مسطح, هموار, تخت بهترین ترجمه های "tabulate" به فارسی هستند.
tabulate
adjective
verb
noun
دستور زبان
Arrange in tabular form; arrange into a table [..]
-
مسطح
-
هموار
-
تخت
adjective noun
-
ترجمه های کمتر
- صاف
- به صورت جدول یا ستون درآوردن
- جدول بندی کردن
- ستون بندی کردن
- مطرح کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tabulate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tabulate" با ترجمه به فارسی
-
(ماشین تحریر) جدول بند · (ماشین) فهرست ساز · جدول آرا · جدول ساز · جدول نویس
-
جدول · جدول بندی · جدولبندی
-
جدول بند · جدول بندی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن