ترجمه "tacking" به فارسی

چرب گوشت, کوک بهترین ترجمه های "tacking" به فارسی هستند.

tacking noun verb دستور زبان

loose temporary stitches in dressmaking etc [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چرب گوشت

    noun
  • کوک

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tacking " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tacking" با ترجمه به فارسی

  • انجمن کردن · جمع شدن · سوار کردن · گردآمدن
  • اتاق مجاور اسطبل (که زین و برگ و غیره را در آن نگه می دارند) · انبار زین و برگ
  • افسار
  • (اسب) زین و برگ 2 · (به ویژه اگر با مشی یا روال پیشین فرق داشته باشد)روال · (خیاطی) کوک · (روال کار یا سیاست و غیره را ناگهان) عوض کردن · (لایحه یا بند قرارداد و غیره) ملحق کردن · (کشتی بادبانی) مسیر · (کشتی را) مخالف جهت باد چرخاندن · (کشتی) مسیر مورب · افزودن · انجمن کردن · با پونز چسباندن · بادبان بند 0 · تغییر مسیر (به طوری که طرف مقابل بادبان به سوی بادباشد) · جمع شدن · حرکت زیگ زاگ · خط مشی · خوراک · دگرگون کردن · رویه · زدن 4 · سراجی · سوار کردن · شلال (tailor's tack هم می گویند) · ضمیمه کردن 5 · طناب جلو و زیر بادبان کشتی · غذا · ماده ی خوراکی · مسیر زیگ زاگ · مشی · مفتول یا سیم (برای دوختن چیزی) · موقتا به هم دوختن یا الصاق کردن · میخ · میخ زدن 3 · میخ کوب کردن · میخ کوبی · میخ کوتاه و سرپهن · نان · نم زدن · پاد باد کردن (در برابر: به جهت باد چرخاندن wear) 6 · پونز · پونز (thumb tag هم می گویند) · پونز زدن · پونز زنی · پونز کردن · چرخش 1 · چسبانی · چسبش · چسبندگی · چپ و راست رفتن کشتی · چپ و راست روی · کوک زدن · گردآمدن
  • گیره ی کراوات
  • (بازی کودکان) چهارخانه بازی
  • (عامیانه) اصول اساسی · رئوس مطالب
اضافه کردن

ترجمه های "tacking" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه