ترجمه "tactical" به فارسی

تدبیری, رزم آرایانه, لشکر آرایی بهترین ترجمه های "tactical" به فارسی هستند.

tactical adjective noun دستور زبان

of, or relating to tactics [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تدبیری

  • رزم آرایانه

  • لشکر آرایی

  • وابسته به رزم آرایی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tactical " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tactical
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عملیاتی؛ تاکتیکی

عباراتی شبیه به "tactical" با ترجمه به فارسی

  • تدبیر
  • (گیاه شناسی - وابسته به taxis) رهبردی · آرایشی · تاکتیک · تدابیر جنگی · رجوع شود به tactics · رزم آرایی · روش دستیابی · فنون · لشکر آرایانه · وابسته به ترتیب یا نظام چیزی · وابسته به رزم آرایی · گرایشی
  • بزن دررو
  • تاکتیک نظامی
  • (با فعل مفرد) · تدابیر جنگی · تدبیر · ترفند · جنگفن · رزم آرایی · روش · فن استقرار یگان های رزمی و حرکت دادن آنها · فنون · لشکر آرایی (در برابر: جنگ آمایی strategy)
  • تاکتیک نیروی دریایی
  • ساحه تکتیکی
  • بمباران تاکتیکی
اضافه کردن

ترجمه های "tactical" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه