ترجمه "tagging" به فارسی

علامتگذاري, خالكوبي, نشانهگذاری بهترین ترجمه های "tagging" به فارسی هستند.

tagging noun verb دستور زبان

Present participle of tag. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • علامتگذاري

  • خالكوبي

  • نشانهگذاری

  • نشانگذاري

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tagging " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tagging" با ترجمه به فارسی

  • برچسب ها
  • برچسب یادداشت
  • (امریکا - ارتش -خودمانی) شناسه ی سربازی (پلاک فلزی که دور گردن سربازان می آویزند و نام و شماره ی آنها روی آن حک شده است) · شناسه ی سگ (پلاکی که نام و نشانی صاحب سگ روی آن حک شده و به گردن سگ آویخته می شود) · پلاک جنگی · پلاک هویت سرباز
  • تگ کلود
  • تگ تیم (کشتی حرفهای)
  • فروش خانگی (اجناس و اسباب کهنه با برچسب قیمت)
  • لب مطلب · نقطه حساس
اضافه کردن

ترجمه های "tagging" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه