ترجمه "tai" به فارسی
(شاخه ای از زبان های Sino-Tibetan که شامل زبان Thai نیز می شود) زبان تای, (شخص) تای زبان, وابسته به زبان و مردم تای بهترین ترجمه های "tai" به فارسی هستند.
tai
tai (species of reddish-brown Pacific sea bream, Pagrus major) [..]
-
(شاخه ای از زبان های Sino-Tibetan که شامل زبان Thai نیز می شود) زبان تای
-
(شخص) تای زبان
-
وابسته به زبان و مردم تای
-
کسی که زبان بومی او تای است (به ویژه در کشور تایلند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tai " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tai
noun
adjective
proper
دستور زبان
A male given name [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Tai" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tai در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
TAI
noun
IATA airport code for Ta'izz International Airport. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"TAI" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای TAI در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "tai" با ترجمه به فارسی
-
موتی (نوعی نوشیدنی الکلی چینی) (mao tai هم می نویسند)
-
(چین - روش قرارگیری و ورزش برای دفاع یا تفکر ژرف و مذهبی) تای جی ( نام کامل : t'ai chi ch'uan)
-
(بیماری ارثی برخی یهودیان اروپای شرقی که موجب عقب افتادگی فکری و مرگ در کودکی می شود) بیماری تای زاکز
-
تای چی چوان
-
(نوشابه ی الکلی) مای تای (آمیزه ی rum و آب میوه)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن