ترجمه "tainted" به فارسی

آلوده، مُلَوَّث، ،فاسد، ترجمه "tainted" به فارسی است.

tainted adjective verb دستور زبان

corrupted or filled with imperfections. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آلوده، مُلَوَّث، ،فاسد،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tainted " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tainted" با ترجمه به فارسی

  • آلایش · آلودن · آلودگی · اثر بد گذاشتن · اثر(بد) · الوده شدن · تباهی · خدشه · خدشه وارد آوردن · صدمه دیدن · صدمه زدن · عفونت · عیب · فاسد شدن · فساد · لکه · لکه دار کردن · ملوث شدن · گزند · گزند دیدن · گزند زدن · گندیدگی
  • بوي نامطبوع خوك نر بالغ اخته
  • بدطعمها · بوي نامطبوع خوك نر بالغ اخته
اضافه کردن

ترجمه های "tainted" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه