ترجمه "take off" به فارسی
تفریق شدن, مصرف کردن, کاستن بهترین ترجمه های "take off" به فارسی هستند.
take off
verb
دستور زبان
(transitive) To remove. [..]
-
تفریق شدن
verb -
مصرف کردن
عبارت فعلی ...خوردن، استفاده کردن، مصرف کردن
I compute that Dublin would tak off annually about twenty thousad carcasses;
من حساب کردم دابلین سالانه حدود بیست هزار نعش مصرف کرده؛ ...
-
کاستن
verb -
کم کردن
verbHow much did you take off?
چقدر از وزنش رو کم کردي ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " take off " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "take off"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن